تبليغاتX
.::. شبیه آینه چشم انتظار .::.

.::. شبیه آینه چشم انتظار .::.

می شود باتو از همه رد شد

تک ضربه های ساعت دیواری

 

باز هم گیر می کند شنبه

پشت یک جمعه ، توی تاریکی

لای یک قطعه ی به هم خورده

از همین پازل موزائیکی

 

باز هم گیر می کند شنبه

توی این کوچه های سر در گم

زیر چرخ عبور یک گاری

بین تفسیر (( خنده ی مردم ))!

 

باز هم گیر می کند شنبه

در فضایی به ماه آبستن

زیر موسیقی بد باران

بین انگشت های یک مانکن

 

باز هم گیر می کند شنبه

زیر آوار طعنه ی ساعت

زیر تک  ضربه های وحشتناک

زیر تکرار زشت یک عادت

 

باز هم گیر می کند شنبه

در مسیر بد نزائیدن

این جنین زیر این همه ضربه

ناگهان سقط می شود در من

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 15:23  توسط ن.صفا  | 

از سر دلتنگی...

 

زل می زنم به کوچه  ی دلگیر جمعه ها

شاید طلسم سنگی این راه بشکند

شاید سکوت سربی شبها ، پس از غروب

توی طنین نقره ای ماه بشکند

 

زل می زنم به ساعت دیواری اتاق

هر یک دقیقه قرن نفس گیر می شود

حتی نگاه پنجره در این دقیقه ها

از دیدن زمین و زمان سیر می شود

 

گلبرگ شمعدانی سبز کنار حوض

دیگر به طعم فاصله عادت نمی کند

ده قرن می شود که تن خسته ی درخت

یک لحظه خواب آبی راحت نمی کند

 

اینجا زمان نمی گذرد ، ایست کرده است

قلب دقیقه های گره خورده در غروب

انگار می شود به خدا اعتماد کرد

تا لحظه ی رسیدن آن روزهای خوب ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 20:2  توسط ن.صفا  |